السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

26

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

خون جهنده است يا نه چنانچه اگر شك كند در چيزى كه آيا از فضله حلال گوشت است يا حرام گوشت يا آنكه شك كرد كه آن از فلان حيوان است تا نجس باشد يا از حيوان فلانى است تا پاك باشد مثل آنكه فضله ديد وندانست كه از موش است يا از خنفساء در جميع اين صورتها بنا را بر طهارت بايد گذاشت ( مسألة 4 ) فضله مار ونهنگ پاك است چون معلوم نيست كه صاحب خون جهنده باشند بلى نقل شده است از بعض سادات عظام كه مار خون جهنده دارد وبعيد نيست كه مارها مختلف باشند واز شيخ شهيد عليه الرحمة نقل شده كه حيوانات دريائى صاحب خون جهنده نيستند مگر نهنگ لكن معلوم نيست چنانچه كلى مذكور نيز غير معلوم است " سيم " از نجاسات منى حيواني است كه خون جهنده داشته باشد چه حرام گوشت باشد چه حلال گوشت چه صحرائى وچه دريائى واما ساير رطوبات حيوانات ما عداى كافر وسگ وخوك مثل لعاب دهن وآب بيني وچشم وغير اينها پاك است اگر چه از مخرج بول وغايط باشد مثل مذي وودي ووذي وهم چنين رطوبت فرج ودبر از انسان يا حيوان ( چهارم ) ميته حيواني كه صاحب خون جهنده باشد چه آدمي چه غير آدمي حرام گوشت باشد يا حلال گوشت وهم چنين است اجزائى كه از ميته جدا مىشود هر چند بسيار كوچك باشد مگر اجزائى كه حيوة در انها حلول نكرده باشد مانند پشم وموى وكرك وپر واستخوان وشاخ ومنقار ودندان وناخن وچنگال وسم مثل گاو گوسفند ونحو اين دو وبيضه كه پوست بالائى آن بسته باشد چه از حلال گوشت باشد چه از حرام گوشت پس اين اجزاء مذكوره طاهر مىباشد چه بطريق بريدن جدا شوند چه بطريق كندن لكن اگر كنده شدند بايد موضع اتصال را شست حتى موى وپشم وكرك وپر كه از ميته كنده شود وهم چنين در بيضه بايد آن را از رطوبات ميته شست ودر حكم اجزاء مذكوره است انفحه كه شيردان بره وبزغاله باشد كه مشتمل است بر پنير مايه پس آن هم پاك است اگر چه از ميته جدا شود لكن بايد ظاهر آن را كه ملاقاة با ميته نجس كرده بشويند وهم چنين پاك است شيري كه در پستان ميته است مطلقا وبه ملاقاة محل وموضع خروج نجس نمىشود لكن أحوط اجتناب از آن است خصوصا اگر از غير مأكول اللحم باشد ومعلوم باشد كه طهارت اين اجزاء مذكوره از ميته در وقتي است كه آن ميته نجس العين نباشد پس در كافر وسگ وخوك جميع اجزاء انها نجس است اگر چه حيوة در انها حلول نكرده باشد ( مسألة 1 ) در حكم ميته است اجزائى كه از زنده